تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده بیژن حیدری

 

 

نوشتن مطلبي در باره تنگنا باعث شد كه در اين غربت و تنهايي برخي خاطرات دوست داشتني كه فراموش  كرده بودم  دوباره زنده شوند.

فيلمهايي كه كه شب و روز دوران نوجواني ام با آنها مي گذشت و آرزو مي كردم ايكاش آنها را من نوشته و ساخته بودم.

دوران نوجواني مان مصادف شد با روزهاي سياه جنگ ايران و عراق.

روزهايي كه موسيقي ممنوع بود، فيلمهاي شبكه محدود تلويزيون تكراري و سانسوري بود و حداكثر در هفته يك فيلم نشان ميداد و هر بلايي كه ميخواست و تا ميتوانست سر بيننده ميآورد. وسط برنامه قطع ميشد ادامه برنامه تا چند لحظه ديگر يا موقع اذان فيلم يكهو قطع ميشد و يا ناتمام باقي ميماند!  و حالا حساب ماههاي محرم و صفر و رمضان را خودتان بكنيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 19 Oct 2007ساعت 10 AM  توسط بیژن حیدری  | 

 

فيلم بابل (Babel ) ساخته ي الخاندرو گونزالز ايناريتو‌( ( Alejandro Gonzalez Inarritu حسابي حالم را جا آورد. فيلم قبلي اش 21 گرم را دوست داشتم. اما بابل سينماي ديگري است.

هميشه بدنبال سوژه اي بودم كه جهانشمول باشد. در بابل 4 سوژه در 4 كشور رخ ميدهد و هر يك به نوعي با ديگري پيوند ميخورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 1 Oct 2007ساعت 11 PM  توسط بیژن حیدری  | 

خواهرم در سفر اخيرش از ايران برايم كتاب تنگنا تاليف هوشنگ گلمكاني را آورد. مدتها بود كه اينطور به وجد نيامده بودم. يك نفس كتاب را ورق زدم و بلعيدم.

تنگنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 28 Sep 2007ساعت 8 PM  توسط بیژن حیدری  |