تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده بیژن حیدری
مدتها درگیر مشکلاتی شدم. در این مدت خواهرم که در واقع تنها پشت و پناه و تکیه گاهم بود را از دست دادم و ...

بعد از مدتها که به وبلاگ سر زدم کامنتی مرا تکان داد از آقای بی نشانی بنام بهنام که مدعی است مطالب وبلاگم دزدی است!

عین متن را اینجا می گذارم:

khobe ke khanande haye webloget yek sari be www.irajmesdaghi.com bezanan ta be veghahat va bisharmi aghaye dozde khaterat pey bebaran va har arajifi az to ra ke az jaee midozdi benamet ghabool nakonan

بهر صورت من اصلاْ وقتی ندارم که به سایت اشاره شده بدنبال نخود سیاه بگردم و میدانم که از این بازیهای بچه گانه در دنیای اینترنت برای آدمهای بیکار زیاد است.

من آنقدر حرف دارم که نیازی به دزدی مطالب از اینجا و آنجا نداشته باشم.

+ نوشته شده در  Thu 1 May 2008ساعت 10 PM  توسط بیژن حیدری  | 

با تشكر و پوزش از تمامي دوستانيكه با ايميل و  به من محبت نشان دادند و نتوانستم به هيچيك پاسخ بدهم.

مدتي بشدت درگير كارهاي شخصي  بودم. يك فيلم مستند را ناتماما رها كرده ام.

با كمكهاي خواهرم (دختر 1۶ ساله ام كه در هلند بود) به آمريكا فرستاديم و منهم بزودي زندگي تازه اي را درآستانهء 4۲ سالگي در آمريكا شروع خواهم كرد.

حق بدهيد در اين حالت نتوانم راجع به فيلمهاي قديمي بنويسم. دوستاني از ايران با ايميل اطلاع دادند كه فيلمهاي دونده امير نادري و حفره  ژاك بكر از تي وي ايران پخش شده و خواستند در مورد آنها بنويسم.

حفره ساخته ژاك بكر 1960                            دونده امير نادري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 28 Dec 2007ساعت 0 AM  توسط بیژن حیدری  | 

ابتدا بايستي توضيحاتي در رابطه با مطلب هفته قبل كه باعث شبهه دوستان شده را توضيح دهم.

من و برادرم بهنام هيچوقت با مجاهدين خلق سمپاتي نداشته ايم و تصور برخي از دوستان اين بود كه برادرم در خانه تيمي مجاهدين محاصره و به آن سرنوشت دچار شد.

در توضيح مختصر اشاره داشتم كه ما گرايش چپ داشتيم كه نهايتاً به خط سوم معروف شد و مهمتر اينكه من و برادرم هيچگاه به مبارزه مسلحانه روي نياورديم. برادرم صرفاً براي كمك به برخي دوستان لو رفت كه شايد در فرصتي ديگر بتوان به آن پرداخت.

تاكنون در اين وبلاگ به دو فيلم ارثيه فاميلي ساخته والريو زورليني و  جدا افتاده ساخته كارل ريد پرداخته ام. هميشه اين فيلمها در كنار فيلم ديگري مثلثي را برايم تشكيل ميدهد و آن فيلم Une Si Jolie Petite Palage نام دارد كه ساخته ايو آلگره

است. كه به فارسي ميشود يك چنين ساحل كوچك زيبا ترجمه كرد. اينكه آيا هيچگاه اين فيلم در ايران به نمايش در آمده را اطلاعي ندارم.

 Une Si Jolie Petite    ژرار فيليپ در فيلم يك چنين ساحل كوچك زيبا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 10 Nov 2007ساعت 7 AM  توسط بیژن حیدری  | 

 

payam

طي دو هفته ي گذشته، درباره دو ديگر مطلب جمع ميكردم، هفته گذشته «يك اتفاق ساده» جاي فيلم ديگر را گرفت و اين بار دوستي از ايران در ايميلي مرا به فضاي يكي ديگر از فيلمها برد و در ايملیش مقداري از زندگي ام پرسيد.

راستش دو سه هفته است كه باور كرده ام وبلاگ نويس شده ام. قبلتر وبلاگ را براي نوشتن هر از چند گاهي ايجاد كرده بودم، اما اخيراً متوجه شدم كه وبلاگم دارد پر و بال پيدا ميكند. خصوصاً با این وبلاگ چند دوست قديمي سينماگر از ايران، همديگر را يافته ايم.

همانطور كه بالاتر نوشتم ليستي از فيلمهايي دارم كه ميخواستم بطور هفتگي درباره شان بنويسم. اما طي دو هفته اخير، من نيستم كه موضوعات را انتخاب ميكنم، بلكه نيروهايي است كه مرا براي اين نوشتن ها هل ميدهد.

جيمز ميسون و اف جي مك كورمك


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 2 Nov 2007ساعت 3 AM  توسط بیژن حیدری  | 

يك اتفاق ساده از تاثير گذار ترين فيلمهاي زندگي من است. اين فيلم را تنها دو بار از تلويزيون درپيش از انقلاب ديدم و ديگر آنرا پيدا نكردم.

 

يك اتفاق ساده

پوستر یک اتفاق ساده کار مرتضي مميز

شايد هفت يا هشت ساله بودم كه اين فيلم را مي ديدم، همان موقع لحن سرد فيلم عميقاً به فهماند كه بر خلاف اكثر فيلمهاي ديگر با فيلمي واقع گرايانه روبرويم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 26 Oct 2007ساعت 12 PM  توسط بیژن حیدری  | 

 

 

نوشتن مطلبي در باره تنگنا باعث شد كه در اين غربت و تنهايي برخي خاطرات دوست داشتني كه فراموش  كرده بودم  دوباره زنده شوند.

فيلمهايي كه كه شب و روز دوران نوجواني ام با آنها مي گذشت و آرزو مي كردم ايكاش آنها را من نوشته و ساخته بودم.

دوران نوجواني مان مصادف شد با روزهاي سياه جنگ ايران و عراق.

روزهايي كه موسيقي ممنوع بود، فيلمهاي شبكه محدود تلويزيون تكراري و سانسوري بود و حداكثر در هفته يك فيلم نشان ميداد و هر بلايي كه ميخواست و تا ميتوانست سر بيننده ميآورد. وسط برنامه قطع ميشد ادامه برنامه تا چند لحظه ديگر يا موقع اذان فيلم يكهو قطع ميشد و يا ناتمام باقي ميماند!  و حالا حساب ماههاي محرم و صفر و رمضان را خودتان بكنيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 19 Oct 2007ساعت 10 AM  توسط بیژن حیدری  | 

 

فيلم بابل (Babel ) ساخته ي الخاندرو گونزالز ايناريتو‌( ( Alejandro Gonzalez Inarritu حسابي حالم را جا آورد. فيلم قبلي اش 21 گرم را دوست داشتم. اما بابل سينماي ديگري است.

هميشه بدنبال سوژه اي بودم كه جهانشمول باشد. در بابل 4 سوژه در 4 كشور رخ ميدهد و هر يك به نوعي با ديگري پيوند ميخورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 1 Oct 2007ساعت 11 PM  توسط بیژن حیدری  | 

خواهرم در سفر اخيرش از ايران برايم كتاب تنگنا تاليف هوشنگ گلمكاني را آورد. مدتها بود كه اينطور به وجد نيامده بودم. يك نفس كتاب را ورق زدم و بلعيدم.

تنگنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 28 Sep 2007ساعت 8 PM  توسط بیژن حیدری  |